حالا که من ازحرم دورم
درمونم صبره آخه مجبورم

یه سلام میدم با حسرت طرفه کربلا
آرزو دارم بمیرم حرمه کربلا

غم کربلا منومیکشه
دل من فقط تو حرم خوشه

حسین وای

هر کی یک بار کربلا رفته
به طلب ما رو آقا هر هفته

مگه ما نوکر نبودیم رزقمون رو بده
مگه ما گریه نکردیم مادرت شاهده

سینه میزنم بیا و ببین
مادرت میگه به ما آفرین

حسین وای

ساقی دل رو بی قرارش کن
به حسین ما رو یه سفارش کن

سر و کاره سینه زن ها با ابوفاضله
ذکره حتی ارمنی ها یا ابوفاضله

دستای قلم دستموبگیر
صاحب علم دستمو بگیر

حسین وای